تعريف شبكه فن‌آوري اطلاعات به عنوان صفحه اصلي

پنجشنبه 18 شهريور 1389
تعداد كاربران آنلاين: 40

فهرست

  اخبار
  مقالات
  مصاحبه‌ها
  نكته‌ها و ترفندها
  قوانين و مقررات
  دريافت نرم‌افزار
  آموزش
  نمايشگاه ‌و همايش‌
  بازيهاي رايانه‌اي
  گزارش
  تبـليغــات
حضرت محمد (ص)

عمل اندك همراه با دانش، بهتر از عمل بسیار همراه با نادانی است.




خبرخواني از شبکه
ايجاد افكت Shock در فتوشاپ 7            براي پيشبرد اهداف پست،از جديدترين تكنولوژي‌‏هاي روز استفاده خواهد شد            اختلال موقت در جي ميل            ريزتراشه‌هايي با چهار برابر كارايي طراحي مي‌شوند            صدور قبض جريمه نيز الکترونيکي شد            قابل توجه دارندگان فيش تلفن‌همراه كه سيم‌كارت برايشان صادر نشده است            آموزش راه اندازی و تنظیم یک شبکه LAN کوچک             تعطيلات كريسمس؛ بهترين زمان براي فعاليت هكرها            28 دي ماه؛ انتخابات انجمن صنفي كارفرمايان شبكه‌هاي اينترنتي            سيمانتك يك نرم‌افزار براي تضمين امنيت اينترنتي كاربران عرضه كرد            هيچ چيز بيل گيتس را خشمگين نمي كند!            IBM باز هم مقام نخست را در توليد سرور بدست آورد            كلونايزر، ظرف كمتر از يك ساعت و بدون آموزش قبلي ، كامپيوتر را به كاربر ياد مي‌‏د            آموزش شبكه كردن چند كامپيوتر            اطلاعات حساس اغلب روي دستگاه هاي نامطمئن ذخيره مي شوند            تظاهرات ديجيتالي جامعه اطلاعاتي ايران- قسمت چهارم            كمك پيامكي به مردم غزه            مزيت فضاي نامحدود مجازي براي ASP ها !            صدورمجوز اينترنتي‎‎ حمل‎ كالاي‎ وارداتي            قدردانی از زحمات مادربورد            

الهيات در عصر فرهنگ تكنولوژيك(2)
دوشنبه,13 آذر 1383 (تعداد دفعات خوانده شده:2354)

مروري بر آراي پل تيليش
نويسنده: آ. آرنولد وتشتاين
مترجم: مراد فرهادپور
منبع: مراد فرهادپور
منبع: فرهنگ و تكنولوژي (مجموعه مقالات)/ تهران/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي/ سازمان چاپ و انتشارات/ چاپ اول: بهار 83


وحدت دوباره تكنولوژي و روح
براي متألهي كه به الهيات فرهنگي مي‌پردازد صرف افسوس خوردن هرگز كافي نخواهد بود: او طرح و برنامه‌اي براي حل مشكل ارائه خواهد كرد. الول از اين كار عاجز است، زيرا به رغم بصيرتي كه در نقد وي نهفته است، او عقلانيت تكنيكي مورد نظر ايدئولوژي تكنولوژيك را مي‌پذيرد و از توانايي‌هاي گسترده‌تر، وحدت‌بخش و سازنده عقل غافل است. در نتيجه براي الول تكنولوژي نهايتاً همان هيولاي آخرالزمان است كه هرچيز و هركس را كه دستش رسد، مي‌دَرَد و مي‌بلعد. هيولايي كه هرگونه تماس با آن به نابودي گريزناپذير آدمي منجر خواهد شد. تنها پاسخ ممكن ] به معماي تكنولوژي[ تقوي است و انتظار براي نزول شهر جديد غير تكنولوژيك از ملكوت آسمان.(39) تيليش احتمالاً وجهي از اين سمبوليسم را مي‌پذيرفت، اما او در عمل، هم اين استراتژي و هم اعتقاد به بيگانگي و غرابت‌غايي را كرد ك رد. در نظر او استقرار هستي شناسانه امر تكنيكي به منزله يكي از كاركردهاي روح بشري، بدين معناست كه رستگاري نوع بشر، بدون رستگاري تكنولوژي ناممكن است. آنچه از روح جدا و بيگانه گشته است بايد دوباره ] با روح[ وحدت يابد. ما بايد اهريمنان را دستگير كنيم و آنان را از آن خود سازيم تا به خدمت ما در آيند.
تيليش در معدودي از نوشته‌هايش به اصولي كه تحقق اين وحدت رستگاري بخش را هدايت مي‌كنند، اشاراتي دارد. در انتهاي مجموعه‌اي ناتمام از يادداشت‌هاي او به اين موضوع يا سرفصل برمي‌خوريم: «مسئله غايي و نجات تكنولوژي به ياري عشق»(40) در سخنراني‌هاي موسوم به ارل (Earl)، در باب «ربط و بي‌ربطي پيام مسيحي» (1963)، تيليش خواستار تغييري اساسي در نگرش ما به تكنولوژي مي‌شود، تغييري به ميانجيِ كشف مجدد بٌعد عمق در هر آنچه روبه‌روي ماست… مقاومت در برابر اداره و مديريت آدميان، ] مقاومتي[ كه هدف از آن يقيناً سوء استفاده و آزار آنان نيست، ولي در عين حال، نجات و رستگاري را نيز به زور بر آنان تحميل نمي‌كند. در مورد طبيعت نيز ] بايد[ به همين شكل ] عمل كرد[ . اين امر بنيان نوعي حس قدسي جديد نسبت به تماميت و تقدس زندگي است.(41)
پاسخ كاملتر تيليش را مي‌توان در مقاله «شخص در جامعه تكنيكي» (1953)، و همچنين در برخي پاراگراف‌هاي بخش چهارم الهيات سيستماتيك يافت.
ادامه و پيشبرد اعتراض عليه نيروهاي شخص‌زداي (depersonalizing) جامعه تكنيكي و دفاع از شخصيت، در گروه همصدايي با آراي كساني چون كيركگور، ماركس و نيچه است كه، هر يك به شيوه خود، تنزل اشخاص به اشيا را محكوم مي‌كنند و بر خصلت چند بٌعدي و قوام يافته شخصيت بشري تأكيد مي‌گذارند. بايد به طغيان زندگي خلاق عليه خوار شمردن شخص پيوست و نشان داد كه چگونه جامعه رقابتي مولد صوري از حيات است كه شخصيت را نابود مي‌كنند زيرا اجتماع (community) را نابود مي‌كنند. اما اين اعتراض و برنامه، بدون برخورداري از آن بٌعد استعلايي حياتي، مؤثر نخواهد بود: «بايد نشان داد آدمي فقط در صورتي مي‌تواند سرشت و حيثيت خويش را حفظ كند كه در برخوردي شخصي با بنيان هر آنچه شخصي است، قرار گيرد.»(42)
رسالت اصلي ما تبديل فرهنگ تكنولوژيك به فرهنگي خداآيين (theonomous) است كه هم به بٌعد عمودي و هم به بٌعد افقي، يعني به بٌعد عمق ـ تعالي كه در همه اهداف و معاني غايي حضور دارد، گشوده است. البته استقرار چنين فرهنگي، نتيجه و محصول تلاش بشري نيست، زيرا در اينصورت اين فرايند نيز به يك برنامه تكنيكي جديد بدل خواهد شد؛ حال آنكه فرهنگ خداآيين فقط تحت تأثير حضوري معنوي تحقق خواهد يافت كه بايد پذيرا و دلبسته آن باشيم. همان‌طور كه تيليش مي‌نويسد: «تحت تأثير حضور معنوي حتي فرايندهاي تكنيكي نيز ممكن است خداآيين شوند.»(43) تحت اين تأثير، كاركرد تكنيكي مقام و منزلت بحق، يعني نقش مولّد خود در خلاقيت روح بشري را باز مي‌يابد. همانطور كه كنراد استاك متذكر مي‌شود، رهيافت تيليش بيشتر متكي بر روح‌شناسيpneumatology] ، نظريه كلامي ماهيت روح، نظريه مسيحي روح‌القدس[ است تا نظريه خلقت يا مسيح‌شناسي (christology).(44)
حضور معنوي اساساً در دو نقطه با تكنولوژي درگير مي‌شود. نخست، در شكاف ذهن و عين ] يا سوژه و ابژه[، كه بر اساس آن فعاليت تكنيكي با موضوعات و اعيان همچون اشيا رفتار مي‌كند. «براي روح، هيچ شيئي صرفاً يك شيء نيست، بلكه حامل شكل و معنا و در نتيجه موضوعي ممكن براي شوق (eros) است.» برخورد با واقعيت در حضور معنوي به ظهور بٌعد عمق منجر مي‌شود كه خود حاصل ستايش و توجه به موضوعات است. از اين نظر، حتي خود ابزارها نيز كه از لحاظ تكنيكي تنها «شيء» واقعي‌اند، به عنوان «اشكال جديدِ تجسد و تجسم نفِس قدرت وجود» تلقي مي‌شوند. آن شور و شوقي كه در ستايش و علاقه‌مندي كودكان همه اعصار به كشتي‌هاي بادباني و موتورسيكلت‌ها مشهود است، همان نگرشي است كه بايد در همه جا گسترش يابد؛ هيچ شيئي صرفاً شيئي در دسترس يا ابزاري مفيد نيست.
دومين نقطه درگيري به پرسش اهداف مربوط مي‌شود، يعني همان بٌعد عمودي راه‌حل خدا آيين. گرايش كلي و مبهم ما به تعقيب وسايل به عنوان اهداف و تبدل اهدف به وسايل، در برابر هدف غايي به پرسش كشيده مي‌شود. تحت تأثير روح الهي اين پرسش غايي مطرح مي‌شود: «براي چه؟» در فرهنگ خداآيين، يعني زماني كه پرسش هدف غايي ديگر سركوب نمي‌شود و عموم مردم نيز، به طريق اولي، از دستكاري آن با خبر مي‌شوند، پيامد اصلي ] طرح اين پرسش[ تحديدِ نفسِ (self- limitation) تكنيكي است. بنابراين، تكنولوژي امري خود آيين است، اما اِعمال آن بايد به ميانجي آزادي تكنولوژي در تعيين حدود خود صورت گيرد، يعني در محدوده پرسش غايي و هدف غايي تمامي فرايندهاي حياتي. اين هدف غايي چيزي نيست مگر حيات جاودان(Eternal Life) . در تكنولوژي فرهنگ خداآيين، با اشيا همچون اشيا رفتار مي‌شود، به اشخاص همچون اشخاص احترام گذارده مي‌شود، و زندگي واجد معنايي در وراي خود است.

الهيات و اجتماع معنوي در فرهنگ تكنولوژيك
حال كه تحليل فرهنگي تيليش از تكنولوژي را به طور نظري بررسي كرديم، آماده‌ايم تا به نتايج عملي آن بپردازيم. در چنين قلمروي، اولويت‌هاي تحقيق و جستجوي كلامي چيست؟ براي انجام رسالت كليسا در عصر فرهنگ تكنولوژيك، چه نوع استراتژي را مي‌توان به آن توصيه كرد؟ در كجاها مي‌توان اصول مورد نظر تيليش را مستقيماً به كار بست، و در كجاها بايد آنها را تغيير داد؟ در شروع و به عنوان مقدمه، مي‌توانيم لااقل چهار رهنمود را براي مطالعات، بيانيه‌ها و فعاليت‌هاي بعدي اجتماعات معنوي مشخص سازيم.

تأييد كاركرد تكنيكي
استقرار هستي شناسانه امري تكنيكي، هم استراتژي و هم اصول تأمل كلامي در وضعيت موجود را روشن مي‌سازد: تأييد كاركرد تكنيكي و تصديق نقش درست و بحق آن درميان كاركرد‌هاي فرهنگي و كنش‌هاي خلاق روح بشري. نوع بشر، در رويارويي با واقعيت، هم از لحاظ تكنيكي و هم از نظر فرهنگي ذاتاً خلاق است. هنگامي كه تيليش امكان‌ناپذيري بازگشت به هستي ما قبل تكنيكي را تصديق كرد، قصدش صرفاً ارائه يك ارزيابي واقع بينانه از درگيري ما با فرايندهاي تكنيكي نبود. صرف تأمل در باره خصلت ساختارهاي تاريخي را نيز در نظر نداشت. تيليش، به نحوي كاملاً تأييد آميز خواستار توجه مثبت به نقش امر تكنيكي در زندگي بشري است.(45) چنين تصديقي مي‌تواند بسيار ثمربخش باشد، زيرا اظهار‌نظرهاي دوپهلوي محافل ديني، هنري و آموزشي را در مورد تكنولوژي كنار مي‌زند؛ اين محافل صور گوناگون تكنولوژي را به كار مي‌گيرند، اما در همان حال در مشروعيت آن به ديده ترديد مي‌نگرند. متأله مورد نظر ما از اين راي كارل‌ساگان (C.Sagan) (در اژدهايان عدن) دفاع مي‌كند كه تكنولوژي نيز به اندازه هر رشته ديگري، بايد يكي از رشته‌هاي علوم انساني (humanities) به شمار رود.
ولي متأسفانه، تكنولوژي به محض آن‌كه رخصت مي‌يابد در پناهگاه ساگان جاي پايي پيدا كند، جاي چنداني براي امور ديگر باقي نمي‌گذارد. روايت او از تكامل در نهايت چيزي نيست مگر حكايت تكامل كامپيوتر كه در متن آن هيچ‌چيز معتبر و در خور اعتنا نيست مگر آنكه در اين فرايند تكاملي نقشي ايفا كرده باشد. با اين حال، تأييد تكنولوژي به لحاظ كاربردي، ضرورتاً به معناي پذيرش ايدئولوژيك آن نيست. هر كاركرد تكنيكي به پرسشي از «چگونگي» پاسخ مي‌گويد، اما پرسشگري هرگز نبايد با امر تكنيكي خاتمه يابد. ستايش از تكنولوژي به اين معنا نيست كه از آن بتي بسازيم.

اعمال مقولات فرهنگي
رهنمود ديگري كه از آثار تيليش سرچشمه مي‌گيرد ناظر بر اين حقيقت است كه اگر تلاش كلامي خود را بيشتر به عوامل فرهنگي معطوف سازيم تا عوامل خاص هر مسئله يا موضوع، نتايج بهتري به دست خواهيم آورد. اخلاق‌گرايان در برخورد با پيشنهادها و طرح‌هاي تكنولوژيك با محدوديت‌ها و قيود وضعيت‌گرايي (situationalism) رها سازند. متألهان اخلاقي، حتي به هنگام توسل به فرمان‌هاي مطلق الهي نيز در اين اتهام بري نمي‌مانند كه به سبب پرداختن به سنت كلامي خاص خود، نتوانسته‌اند بر مشكل نسبيت ارزش‌ها به درستي غلبه كنند. با وجود اين، الهيات اخلاقي اگر در گستره الهيات فرهنگي دنبال شود، چه بسا به بينش‌هاي خاصي دست يابد كه در چارچوب زبان و سمبولهاي مشترك نقشي حياتي ايفا كنند.
علاوه بر اين، عواملي كه به وضعيت‌هاي خاص حال و هوايي تعيين كننده مي‌بخشند، در عين شخصي بودن خصلتي فرهنگي دارند. براي مثال، اگر چه ارزيابي آثار لقاح مصنوعي بر يك زوج بي‌فرزند، اهميتي ترديد‌ناپذير دارد، اما معناي كامل اين آثار فقط هنگامي آشكار مي‌شود كه آنها را در زمينه و متني فرهنگي قرار دهيم. الهيات فرهنگي مي‌تواند راه‌هايي براي سنجش تأثير عوامل روانشناختي، اقتصادي، سياسي و تكنيكي بر وضعيت‌هاي مشخص ارائه دهد.
سنجش هزينه‌هاي «جابه‌جايي اجتماعي و روانشناختيِ» ناشي از ابداعات تكنولوژيك خاص، ضرورتاً مستلزم به كارگيري مقولات عام و گسترده فرهنگي است. اقتصادي بودن يك برنامه تكنيكي تنها معيار تعيين ارزش آن نيست. تأثير آن بر اجتماع، اختلال و تنش در الگوهاي مرسوم كار و زندگي، پيامدهاي مربوط به محيط زيست، مشكلات و همچنين فرصت‌ها و بخت‌هاي جديد، همگي بايد در معادلات ما ادغام شوند.
در هر اجتماع معنوي، الهيات فرهنگي خواهد كوشيد تا آن اجتماع را در طرح‌ها و برنامه‌هايي دخيل سازد كه شوق نهفته در هنر را به محصولات تكنولوژي سرايت مي‌دهند. الهيات فرهنگي، درمقام مخدوم اجتماعي معنوي، در جهت پرورش صور نماديني تلاش مي‌كند كه ممكن است بينشي فراگير از واقعيت را رواج دهند و نوعي حس شيفتگي و حيرت در برابر عناصر سازنده اين واقعيت را در افراد برانگيزند. چنين الهياتي جماعات معنوي را تشويق خواهد كرد تا طيف مسائل و مخاطبان خود را گسترش دهند. پيام اين جماعات نبايد به گرفتن بيعت از افراد يا حل مسائل خاص خلاصه شود، بلكه بايد پرسشگري و دگرگون‌سازي فرهنگي را نيز در بر‌گيرد. آن هم با هدف فراهم آوردن اوضاعي نامناسب، تا اشخاص بتوانند براي تعهدات ] معنوي[ خويش زمينه‌هايي جامع و فراگير، و نه انحصاري و بسته، بيابند.

تجديد نظر در خداآييني
تلاش براي توسعه فرهنگي خداآيين، موجد مشكلات واقعي است. تيليش اين مفهوم را از دوره اوليه قرون وسطي، اخذ كرده است. ولي آيا بازگشت به يك ساختار فرهنگي ما قبل مدرن آسانتر از رجعت به فرهنگي ما قبل تكنيكي است؟ به علاوه، معناي ريشه‌اي اين اصطلاح‌ـ كه از دو جزء خدا (theos) و آيين (nomos) تشكيل شده است‌ـ در يك فرهنگ تكثرگرا كه گرايش ihx فكري الحادي (nontheist) را نيز شامل مي‌شود،‌مسئوليت و مسائل خاص خود را به همراه دارد. هر فرهنگي كه مي‌خواهد به اوضاع زندگي معاصر پاسخي جامع و فراگير بدهد، بايد از قيود ديني و الحادي پرهيز كند. البته هر متألهي مي‌تواند بر مبناي آيين خود ـ مثلاً بر مبناي مشاركت در قدرت وجود نو كه در عيسي مسيح متجلي است‌ـ به مفروضات خاص خود پاينبد باشد. اما تحقق اهداف سازنده و انتقاديِ گفتگوي فرهنگي اساساً منوط بدان است كه اصل خداآييني به هيچ نظريه خاصي در باب خداوند محدود نشود. به احتمال قوي، بنيان اصلي مناظره فرهنگي، نيك آييني (agathonomy) است كه امر نيك را به معيار غايي داوري بدل مي‌كند.
امر نيك آيين نيز چون امر خدا‌آيين، قبل از هر چيز اصلي انتقادي است؛ و پرسش «براي چه؟» را مصرانه در برابر هر گونه فعاليت فرهنگي و تكنولوژيك قرار مي‌دهد. به علاوه، امر نيك‌آيين، به مانند امر خداآيين، با فرهنگ تكنولوژيك در مقطعي حساس درگير مي‌شود ـ يعني به منزله اصل توجه جامع و فراگير. اين يا آن پروژه خاص چه تأثيري بر كل باقي مي‌گذارد؟ آيا اذهان و اعيان بنا به جوهر و ارزش ذاتي خود فهميده و پذيرفته مي‌شوند؟ هنگامي كه آنها براي اهدافي وراي خود به كار گرفته مي‌شوند، چه توجيهي ارائه مي‌گردد و چگونه از الگوهاي فراگيري كه زمينه آنهاست، نگهداري و مراقبت مي‌شود؟
همراه و همپاي تجديد نظر در خداآييني، الهيات فرهنگي بايد در مناظرات فرهنگي مشاركت كند، مناظراتي كه هدف از آنها بسط «اصول واسطي» است كه فعاليت‌هاي تكنولوژيك را به اهداف غايي پيوند مي‌دهند. اين حكم تيليش كه بايد بر «تشخيص افراد در اجتماع اشخاص» تأكيد گذارد، و همچنين رابطه دروني ميان عشق، قدرت وعدالت، ممكن است در ايجاد اهداف واسط مورد نياز وضعيت‌هاي خاص، مؤثر افتد. ضرورتي ندارد كه برخورد با تكنولوژي به پرسش «براي چه؟» محدود شود؛ اين برخورد مي‌تواند پرسش «چرا نه؟» را نيز در بر گيرد. فرهنگ زنده و پويا، اهداف مشخصي را براي ابداع تكنولوژي معين مي‌كند.
آنچه در ذيل مي‌آيد، تلاشي است براي تصحيح بارزترين اشتباه الهيات فرهنگي تيليش: پذيرش خودآييني تكنولوژيك. تيليش اميدوار بود پس از رفع سركوب از پرسش اهداف غايي، تكنولوژي خود به «تحديدِ نفس» بپردازد و محدوده خود را تعيين كند. اما اين اميدي واهي است، زيرا تجربه ما از كاركرد تكنولوژي و تحليل ما از ساختار عقلاني و ايدئولوژي مضمر در آن، خلاف اين را مي‌گويد.
ظاهراً دلايل تيليش براي دادن اين امتياز و پذيرش خودآييني تكنولوژيك، بر دو نوع است. نخست، او مي‌خواهد از هر گونه دگرآييني (heteronomy) در فرهنگ بپرهيزد، تا از اين طريق آزادي مورد نياز روح بشري را تأمين كند وهر گونه سوءظن در باره استقرار نوع جديدي از امپرياليسم ديني را بر طرف سازد. ولي اگر تكنولوژي را كاركردي فرهنگي بدانيم كه معيار امر نيك‌ـ كه خود از طريق بحث آزاد فرهنگي مشخص شده است ـ آن را هدايت و كنترل مي‌كند، مي‌توانيم كه از اتهام دگرآييني و «كنترل‌هاي خارجي» بپرهيزيم.
دليل ديگر تيليش براي اعطاي خودآييني به تكنولوژي، از تأكيد او بر خود آيين بودن علم ناشي مي‌شود. تيليش بارها با شور و هيجان بسياري از آزادي دانشمندان براي جستجوي بي‌قيد و شرط دانش دفاع كرده است. او از ما مي‌خواهد حتي خطرات نهفته در كشفيات علمي را بپذيريم: «پيامد‌هاي تراژيك كشف و بيان حقيقت هرگز نبايد دليلي براي امتناع از كشف حقيقت و نفي تعهد ما به بيان آن باشد.»(46) او در موارد متعدد مي‌كوشد تا تخاصم ميان علم و دين را با تمايز نهادن ميان قلمروهاي مجزاي آنها، برطرف سازد: غايت علم درك و تحليل واقعيت است. غايت دين بيان بٌعد مسئله غايي. درگيري متألهان با علم زدگي (scientism) است، نه با علم. اما هنگامي كه تيليش بر خودآييني علم تأكيد مي‌گذارد تا از فروكاستن پرسش «امر ذاتاً نامتناهي، امر غايي نهفته در وجود و معنا» به «جلوه‌اي از عواطف ذهني» جلوگيري كند، مسئله تا حدي گنگ و درهم مي‌شود. از اين حرف تيليش چنين برمي‌آيد كه علم نبايد به تمامي از پرسش‌هاي غايي جدا شود. هنگامي كه تيليش از دين مي‌خواهد «تا در خلق نمادهاي مربوط به واقعيت غايي با علم همكاري كند،‌ نمادهايي كه مي‌توانند ذهن از لحاظ علمي دگرگون شده معاصران را مخاطبِ قرار دهند»، به نظر مي‌رسد او به همان آشفتگي و اختلاط مقولات كه همواره خواهان پرهيز از آن بوده است، دامن مي‌زند.(47)
اگر علم را به عنوان يكي از انواع متعدد تلاش فكري بشر تأييد كنيم، چه بسا اين مشكل برطرف شود. علم به منزله علم بايد كاملاً خود آيين باشد. اما خلق نمادها و معيارها بايد در تماميت قلمرو فرهنگ صورت پذيرد.
اما اگر به اين مسئله در پرتو اصول خود تيليش بنگريم، در مي‌يابيم كه تكنولوژي وضعيتي ديگر دارد. هر چند علم و تكنولوژي هر دو كاركردهاي روح بشري‌اند، اما تمايزي اساسي ميان آنها وجود دارد. علم به مثابه يك كاركرد فكري و «دريافت كننده» (receptive) به عرصه نظريه (theoria) تعلق دارد، حال آن كه تكنولوژي در مقام كاركردي «واكنشي» در قلمرو كنش و عمل (praxis) تحقق مي‌پذيرد. هدف علم شناخت واقعيت است؛ هدف تكنولوژي دگرگون ساختن آن بر اساس مقاصد اجتماعي و فرهنگي. پس بايد نتيجه بگيريم كه خود آييني اساساً صفت فرهنگ است نه تكنولوژي، همان طور كه دست نيز عضوي خود آيين و مستقل از بدن نيست.
قائل شدن به چنين تمايزي ميان علم و تكنولوژي، بيش از آن حياتي و تعيين كننده است كه به دلايل ثانويه كنار گذاشته شود. بي‌شك تشخيص و حفظ اين تمايز در تحليل‌هاي خاص دشوار است. با وجود اين، تفاوت از لحاظ اصولي روشن است. به همين ترتيب، پافشاري كساني كه مي‌گويند ابداع تكنولوژيك مستلزم خود آييني است، نبايد ما را دلسرد سازد. از لحاظ ساختاري، تكنولوژي همواره در چارچوب قيودي عمل كرده است كه ممكن است به واقع انگيزه و محرك ابداعات باشند.

شيوه سنجش و ارزيابي تكنولوژي
پابه‌پاي دخالت الهيات فرهنگي در مباحث مربوط به تعيين شيوه ارزيابي تكنولوژي، يك اصل روشن مي‌شود: اين ارزيابي را نمي‌توان صرفاً به تكنولوژيست‌ها واگذار كرد. يقيناً ارزيابي و سنجش موارد خاص بدون مشاركت آنان ناممكن است و بايد آنان را در جهت طرح اهداف و پرسش‌هاي مورد نظر تيليش تشويق كرد، ولي تخمين هزينه‌ها به نسبت اهداف معين را نمي‌توان صرفاً بر براهين تكنولوژيك استوار ساخت. رابرت موريسون در باره تكنولوژي ژنتيك نظري بحث‌انگيزانه ارائه مي‌دهد:
در آينده‌اي نزديك قادر خواهيم بود ساختار ژنيتيك انسان نيك را طراحي كنيم. زمان دقيق اين امر هنوز چندان روشن نيست، ولي ترديدي نيست… چنين روزي فرا خواهد رسيد، پيش از آن كه انسان نيك را تعريف كرده باشيم.(48)
اين عبارت موريسون تنها نمونه كوته‌بيني و محدوديت‌ تحليل‌هاي تكنولوژيك نيست. كل تجربه فرهنگي ما،‌كل مبارزات ديني، فلسفه اخلاق، و منازعات اخلاقي ما، نشاندهنده اين حقيقت است كه مرد يا زن نيك دقيقاً كسي است كه همواره در مشاركت با ديگران مي‌كوشد روشن سازد زن يا مرد نيك به راستي چيست. «انسان نيكي» كه به صورت ژنتيك طراحي شده، تناقضي در عبارت است. ارزيابي و كنترل تكنولوژي، امري منحصر به تفكر تكنولوژيك نيست. سياست‌ها و روش‌هاي مناسبي لازم است تا گفتگو و مناظره فرهنگي در وسيع‌ترين سطح ممكن برقرار شود.
رسالت رستگاري و نجات تكنولوژي، خالي از اميد نيست. پيروزي‌هاي معدود، هر چند كوچك، موجب رشد آگاهي عمومي گشته و نشان داده است كه رهايي از قيد و بند نظام تكنولوژيك افسار گسيخته در اين يا آن مقطع، مبيّن اين واقعيت است كه مي‌توان نظام را در ابعاد ديگر نيز دگرگون ساخت. اما ظهور مستمر مسائل حياتي و عام در همه عرصه‌هاي تكنولوژيك (هوش مصنوعي، پردازش اطلاعات، ارتباطات، محيط زيست، سفرهاي فضايي، كشف و تخصيص منابع انرژي، مهندسي بيولوژيك، كنترل رفتاري، دگرگوني اجتماعي) نشاندهنده اهميت و فوريت مسئله است. برخورد الهيات و فرهنگ تكنولوژيك، در راستاي آراي كساني چون تيليش، صرفاً به مسئله بقاي نوع بشر محدود نمي‌شود، بلكه موضوع اصلي آن بقاي همراه با هدف غايي است.
اين نوشته ترجمه‌بخشي از مقاله زير است:
A. Arnold Wettestein, “Re- viewing Tillich in a Technological Cuture”, in Theonomy and Autonomy, ed. John Carey, M.U.P., 1984.
تا آنجا كه من مي‌دانم كتاب شجاعتِ بودن (ترجمه م. فرهادپور، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1366) تنها ترجمه موجود از آثار تيليش است. با اين حال اشاره به نام يا آثار تيليش در كتب و مقالات گوناگون فراوان به چشم مي‌خورد، ولي معلوم نيست به چه دليلي مترجمان فارسي نام او را به صورت «تيليخ»، «تيليج» و حتي «تيليك» (!) ضبط كرده‌اند. نام Tillich در زبان آلماني دقيقاً همان‌طور تلفظ مي‌شود كه ضمير Ich (“من”)؛ و از اين رو «تيليش» درست‌ترين و نزديك‌ترين صورت آن در زبان فارسي است. ـ.م.

مأخذ:
1. Kenneth E. Boulding, “Interplay of Technology an Values” in Values and the Future, ed. Kurt Baier (New York: Free Press, 1969)pp. 347-50.
2.Paul Tillich, “The Spritual Situation in our Technical / Industrial Society” n.d., Tillich Archives, Harvard Andoven Library, hereafter noted as H.A.
3. P. Tillich, Theology of Culture (New York: O.U.P., 1959), 42.
4.P. Tillich notes entitled “Grounds for Moral Choice…” n.d.,H.A.
5. John Courney Murray, “America’s Four Conspiracies” in Religion in America, ed. John Cogley (New York: New American Library, 1958) 12-41.
6. Herbert Marcuse, “The New forms of Control” in Technology and Man’s Future, ed. Albert Teich (New York: St, Martin’s Press, 1972) 75.
7. P. Tillich, “The Effects of Space Exploration on Man’s Condition and Stature” in the Future of Religions, ed. Jerald Brauler (New York: Harper and Row, 1966) 39-51.
8. P. Tillich, “ Religion, Science and th Current Crisis”, notes for the IRAS Conference at the M.I.T., 1957,. H.A.
9. P. Tillich, “ Effects of Space Exploration”.
10. cf. P. Tillich, Systematic theology, vol, 3 (Chicago: University of Chicago Press, 1953) 57.
11. P. Tillich notes entitled “religion in th Technical Realm” n,d., H,A.
12. cf. Wilheim Pauck an Marian Pauck. Paul Tillich: His Life and Thought, vol. 1, (New York: Horper and Row, 1979) 99ff.
13.James Luther Adams, Paul Tillich’s Philosophy of Culture. Science and Religion (New York: harper and Row, 1965)95.
14. Teich. Technology and Man’s Future, XII.
15. Ibid, 129.
16. Ibid, 160.
17. Adams, Paul Tillich,s Philosophy of Culture, 96-97.
18. Tillich, “Religion in the Technical Realm”.
19. Tillich, “Science and the Contemporary World in the View of a theologian”, 3. Typescript of a talk at MIT Symposium, 1960, H.A.
20.Tillich “Religion in the Technical Realm”.
21. Tillich Systenatic theology, 3,57.
22. Ibid, 73-74.
23. Harvey Cox, “Religion and Technology:, Harvard Divinity th. D dissertation, 1963.
24. Systematic Theology, 3,74.
25. “Religion in the Technical Realm”.
26. Tillich, “Science and the Contemporary World”.
27. Tillich, “Religion in the Technical Realm”.
28. Adams, Paul Tillich’s Philosophy of Culture, 140.
29. Tillich, “The Spritual Situation”.
30. Ibid.
31. Rolo May, Love and Will, (New York: W.W. Norton, 1969).
32. Tillich, “The Spiritual Situation”.
33. Adams, Paul Tillich’s Philosphy of Culture, 140.
34. Tillich. “Die technische Stadt”, author’s translation.
35.Adams, Paul Tillich’s Philosophy of Culture, 110.
36. Jacques Ellul, The Technological Society, excerpted in Teich, Technology and Man’s Future, 91.
37. Ibid., 96.
38. cf. Yacqurs Ellul, Apocalyps (Newyork: seabury 1977).
39. in Fredrick Ferre, Shaping the Future (New York: Happer and Row, 1979)30.
40. Tillich, “Religion and the Technical Realm”.
41. Paul Tillich, Earl Lectures no . 111 on “The Irrelevance and the Relevance of the Christian Message”, 4. Typscript in H.A.
42. Paul Tillich, “The Person in a Technical Society’ in Christian Faith and Social Action: A Symposium, ed. John Hutchinson (New York: Scribner’s, 1953)153.
43. Tillich, Systematic Theology, 3, 258.
44. Konrad Stock, “Tillich Frage nach der partizipation Von Mensch und Natur”, Evangelische Tehologie 37 (January- February 1977): 20-32.
45. Tillich, “Religion in the Technical Realm”.
46. Tillich, “Effects of Space Exploration”, 47.
47. Tillich, “Science and the Contemporary World”, 4-5.
48. Robert S. Morison, “Science and Social Attitudes” in Teich, Technology and Man’s Future, 44.

 

نسخه قابل چاپ              برگشت

عناوين مرتبط
1- الهيات در عصر فرهنگ تكنولوژيك(1) دوشنبه,13 آذر 1383



نظرات كاربران



با قراردادن كد ذيل مي‌توانيد از سيستم نمايشگار اخبار ما بصورت رايگان در سايت/وبلاگ خود استفاده كنيد
 

معرفي شبكه فن آوري اطلاعات ايران به يك دوست

ايميل شما:
ايميل دوستتان:

تبـليغــات

تبليغات داخلي ...


حاميان ما ...


نقل اخبار/اطلاعات ساير سايتها/پايگاه‌ها لزوما به معناي تائيد آنها نيست، بلكه مسئوليت تمامي مطالب ارسالي به عهده پايگاه‌هاي مربوطه مي‌باشد
نقل مطالب سايت با ذکر منبع (www.IRITN.com) و نام نويسنده مجاز است.
All rights reserved. Copyright 2003-2010 by KEYANA IT Co.  Computed in 0.29 seconds
(Best Viewed With IE 6.0 or higher (1024x768